زندگی مشترک مازندگی مشترک ما، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 27 روز سن داره
پسرم برديا پسرم برديا ، تا این لحظه: 11 سال و 5 ماه و 5 روز سن داره
پرکشیده🧚‍♀️پرکشیده🧚‍♀️، تا این لحظه: 9 سال و 2 ماه و 3 روز سن داره
پرکشیده 🧚‍♂️پرکشیده 🧚‍♂️، تا این لحظه: 7 سال و 1 روز سن داره

آرزوی من

زندگی رو ادامه میدم این تصمیم این دقیقه منه

ختنه پسركم

همون روزي كه ناف برديا افتاد حمومش كرديم و مامان جون وجي و زن دايي فريبا و اميد بردن ختنه كردنةبه روش حلقه كه ٥٠ تومن با بيمه شده بود دكتر خرمي دكتر اطفال و داخلي بودن كه خيلي تعريفشون رو شنيده بودم وقتي اوردنت گريه كردي و ناله زدي اونجا هم معلوم بود كه گريه كردي صورتت حسابي ورم كرده بود منم خيلي گريه كردم  دلم كباب ميشد تو اشك ميريختي مامان و فريبا جون هي به من دلگرمي ميدادن فريبا جون شب پيش ما موند و مراقب شما بود دكتر براي بيضه هاي برديا هم گفت كه يكي پايين  اومده و يكي ديگه به احتمال زياد قبل ٦ ماه پايين مياد انشاالله ...
1 تير 1394

كادو

اين كادو ها هر كودوم برا خودش جر يان داره  پلاك طلا از طرف مامان جون فاطمه پلاك نقره رو عمه مائده زد به لباست انگشتر از طرف بابايي كه مامان جون فاطمه خريده و خيلي برام بزرگ بود دسته گل كلا داستان شد اميد و بابا جون هر كودم يه دسته گل خيلي قشنگ براي من اوردن كه تو هر دو گل مريم و مريمي بود شب اول تو بيمارستان گلها به شدت بو كرد و ما گفتيم نكنه بوي گل بچه رو اذيت كنه اين شد كه دسته گلا رو داديم ببرن خونه  توي خونه هم همين حكايت شد بنا بر اين يه نفر قبل اين كه عكس بگيرم از دستهةگلا هر گلي كه بو ميداد رو جدا كرد و دو تا دسته گل رو يكي كردن گذاشتن تو گلدون كه قيافش اينجوري شد ولي هر كودوم جدا خيلي شيك بود اينم يرا خودش مدليه خخخخخ د...
1 تير 1394
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آرزوی من می باشد